...

 

بوسیدنش مانند چای عصر می ماند 
من دوستش دارم ولی اصلا نمی داند

گم می شوم در خنده های گاه و بیگاهش
او از نگاهم عشق را هرگز نمی خواند 

حس می کنم گاهی مرا آغوش می گیرد 
حس می کنم یک روز می آید و می ماند

می پرسد از من باز دلتنگی برای که ؟!
من دوستش دارم ولی ...................




سها حیدری

 
/ 7 نظر / 22 بازدید
صوت و صدا

من دوستش دارم خودش هم خوب می داند! بابا خودشو زده به نادونی شما باور نکن[نیشخند]

محمد شریف

سلام متلذذ شدیم

رها

زیبا زیبا زیبا غزل بامانید

رها

من دوستش دارم ولی .......... خواستم ادامه بدم ولی حیفم آمد بگذار هر کس فراخور حال خویش ادامه اش بدهد موفق باشیید شاعر غزل باشید و غزل بمانید خلوت کده ام را نگاه بگاهی گاهگاهگی خوش است منتظرم

دختر مهاجـــــــــــــــــر

سلاااااام سهای عزیزم[گل] یکی از اشعارتو یکبار در یک سایت خوندم خیلی خوشم اومد بعد سرچ کردمو وبتو پیدا کردم خیلی بی نظیره اشعارت[گل] خوشحال میشم به منم سر بزنی و با نظراتت دلگرمم کنی